استراتژی محتوا چیست و چگونه استراتژی محتوا بنویسیم؟

0

مراحل و اهداف تولید محتوا

اولین قسمتی که یک استراتژی محتوا باید داشته باشد، این است که اهداف تولید محتوا را تعیین کنیم. یعنی بدانیم که چرا داریم محتوا تولید می کنیم و هدف ما از انجام این کار چیست؟ به عنوان مثال هدف می تواند ایجاد آگاهی از برند،Engagement ، عضو گیری در بانک ایمیل، بالا بردن اعضای سایت، افزایش نصب اپلیکیشن و یا اهداف دیگر باشد.

اهداف را باید به ترتیب اولویت مرتب سازی کنیم تا روند کار برای ما مشخص باشد. پس از آن که هدف از تولید محتوا را تعیین کردیم در مرحله بعد باید پرسونا (شخصیت شناسی) مخاطب را تعیین کنیم. پرسونای مخاطب نهایتا در پنج دسته متفاوت جای می گیرد.

در استراتژی محتوا هرکدام از این پرسونا ها نماینده یک دسته از مخاطبان ما هستند. یک کسب و کار به طور عمده با افراد سروکار دارد اما اگر بخواهیم آن ها را شناسایی و دسته بندی کنیم، شاید بتوان آن ها را در قالب چند شخصیت فرضی تقسیم بندی کنیم.

به عنوان مثال برای دسته دانشجویان سطح اجتماعی، سطح مالی، سبک زندگی، رسانه های محبوب، میزان اجتماعی بودن و دیگر مواردی از این قبیل را مشخص کنیم، که مجموعه ای از این ویژگی ها و صفات پرسونای مخاطبین شما را شکل می دهد.

پیشنهاد می شود مقاله “چگونه محتوای با کیفیت و عالی تولید کنیم؟” را نیز مطالعه کنید.

 

تهیه فانل کاربردی و مناسب

در مرحله بعدی استراتژی محتوا ما باید فانل (قیف) خود را تهیه کنیم. هر کسب و کاری که ماهیت آن جذب مشتری، مخاطب و کاربر هست یک فانل دارد. در استراتژی محتوا این فانل شامل مراحلی است، که وابسته به نوع کسب و کار این فانل می تواند بین سه تا شش مرحله داشته باشد.

فانل استراتژی محتوا

فانل و مراحل آن باید به طور مشخص آماده شده باشند. برای نمونه می توان به مواردی همچون ایجاد آگاهی در سطح مخاطبان، ایجاد تعامل میان مخاطبان و محتوا برای زمینه سازی معرفی و رساندن پیام، راهنمایی کردن کاربر به سوی انجام مراحل خرید خدمات ما اشاره کرد.

همینطور که ما این مراحل را به ترتیب مشخص کرده و روند کاری خود را طی می کنیم، تعداد مخاطبان در هر مرحله دچار ریزش می گردد. در واقع پس از آنکه کاربر خرید را انجام داد باید تلاش ها در راستای خرید دوباره و مستمر کاربر به صورت هدفمند انجام گیرد و این خرید تنها به صورت مقطعی و یکباره نباشد.

در مرحله بعدی ما می توانیم نسبت به ایجاد وفاداری در مشتری بکوشیم . در واقع سطح انجام این مرحله و سطح خدمات ما به میزانی خوب و مناسب باشد که مشتریان و مخاطبان مدافعین برند ما باشند و برند ما را واقعا دوست داشته باشند و برند ما را به دیگران توصیه کنند.

مراحل گفته شده را می توان به عنوان یک قیف فرضی برای استراتژی محتوا در نظر گرفت که البته با جست و جو در سطح اینترنت می توانید بهترین حالت این قیف را با مراحل مناسب، با توجه به ماهیت کسب و کار خود آماده کنید.

بعد از اینکه از مراحل پرسونا و فانل در استراتژی محتوا عبور کردیم به مرحله ای می رسیم که، باید مشخص کنیم محتوا را در هر مرحله از این قالب به چه شکلی و در چه فرمتی به مخاطب ارائه کنیم. انواع قالب های محتوا می تواند به صورت اینفوگرافیک، پادکست، اخبار، ویدئو و غیره باشد.

به عنوان مثال برای مرحله ای که نیاز است ما در مشتریان خود آگاهی ایجاد کنیم، شاید نیاز باشد با وایرال پست ها در شبکه های اجتماعی، از طریق رپورتاژ ها و روابط عمومی، ویدئو و حتی کمپین ها این کار را انجام دهیم.

 

سند پیام هسته کسب و کار

در ادامه مسیر استراتژی محتوا وقتی مراحل قبلی را به خوبی مشخص کرده و به انجام رساندیم، یک سند که پیام هسته کسب و کار را باید تدوین کنیم که این سند شامل پنج یا شش مرحله است. مرحله اول به این صورت است که باید دقیقا ارزش پیشنهادی یکتا و مزایای کلیدی کسب و کار را روی کاغذ بیاوریم. حتی شده در یک یا دو خط تفاوت هایی که ما را از رقبا جدا می کند را بنویسیم.

در مرحله دوم باید به ارائه آسانسوری بپردازیم. مفهوم ارائه آسانسوری این است که شما باید یک گزاره یک پاراگرافی از پیش تعیین شده داشته باشید، که بتوانید حداکثر در 30 ثانیه به کسی که هیچ اطلاعاتی در رابطه با کسب و کار شما ندارد، آن را توضیح دهید. همه این ها محتوا های مرکزی کسب و کار ما را تشکیل می دهند.

در مرحله سوم باید گزاره ای کامل و آماده داشته باشیم که بتوانیم توضیحات جامع درباره کسب و کار خود بدهیم و دیگر نیاز نیست در این بخش به صورت ارائه آسانسوری عمل کنیم. این گزاره می تواند شامل مراحل کسب و کار، مبنای فعالیت ها، هدف و سایر موارد باشد که از آن برای یک توضیح بی نقص استفاده می کنیم.

این گزاره ها حتی در قسمت های مختلفی همچون درباره ما، درون سایت کاربرد دارند. این فعالیت بسیار مهم است و معرفی کسب و کار ما با توضیحاتی که در بخش های مختلف سایت ارائه می شود همخوانی داشته باشد و به صورت یکپارچه به دست مخاطب برسد.

چهارمین مرحله این بخش به این صورت است که باید بر اساس پرسونای مخاطب، مسائل و راه حل های خود را ارائه دهیم. در واقع یک کسب و کار ارزش های متفاوتی را ارائه می دهد که باید متناسب با پرسونا های مشخص شده میزان محبوبیت, مشکلات و دیگر موارد ارزیابی گردد و متناسب با آن راه حل های کارآمد برای بهبود عملکرد ارائه گردد.

وقتی ما متوجه شویم که مسائل و مشکلات مخاطب چه چیزی است، آنگاه می دانیم که در محتوا هایی که منتشر می کنیم دست روی چه چیزی بگذاریم. به عنوان مثال یکی از اطلاعاتی که ما از پرسونای مخاطب A داریم این است که از رسانه اجتماعی اینستاگرام استفاده می کنند، پس ما باید محتوای خاص و ارزش گذاری شده را برای آن دسته از مخاطبان در اینستاگرام منتشر کنیم.

مرحله ی پنجم بر اساس شناخت رقبا و ارزیابی محتوای آنها فعالیت می کند. در این بخش می توان یک جدول تهیه کرد که ستون های آن نام رقبای ما باشد و سطر های آن شامل ویژگی هایی همچون شعارها، پیام ها، سرتیتر ها و دیگر موارد باشد.

باید با تحلیل و بررسی دقیق محتوای منتشر شده از رقیب باید به این موضوع پی ببریم که پیام محتوای آن چه چیزی است که می خواهد آن را منتقل کند. پس از آن با بررسی تیتر ها و محتوا ها نیاز است که بدانیم رقیب ما در چه زمینه موضوعاتی تولید محتوا انجام می دهد. که همه این مطالب را می توان با بررسی سایت، شبکه های اجتماعی، بانک ایمیل و سایر موارد بدست آورد.

چرا همه این مراحل باید به دقت و درست انجام شود؟ چون در مرحله ششم قصد داریم که برای خودمان یک درخت محتوا ترسیم کنیم و برای اینکه در بازار بین رقیب های خود بتوانیم از جایگاه مناسبی برخوردار باشیم باید بدانیم که رقیب ما دقیقا در چه جایگاه ای ایستاده است.

در واقع ما وقتی اطلاعات دقیقی از رقیبان خود داریم به راحتی متوجه می شویم که آنها چه پیامی را می خواهند منتقل کنند و ما می توانیم حول همان موضوع یا موضوعات دیگر کار کنیم.

 

اجزای درخت محتوا

تجزیه و تحلیل درخت محتوا

در این بخش از استراتژی محتوا، در ابتدا باید یک سوییت اسبات برای خود تعیین کنیم، که این سوییت اسبات از دل همان ارزش پیشنهادی یکتا و مزایای کلیدی که قبل تر عنوان کردیم، استخراج می شود.که دقیقا این سنگ بنا ای است که ما توسط آن خود را به مخاطب ارائه می دهیم و تفاوت ما را با سایرین آشکار می سازد.

پس از آن به تدوین پیام می پردازیم، که دقیقا چه پیام یا پیام هایی را می خواهیم به مخاطبین منتقل کنیم. مثلا هیجان انگیز بودن، با تجربه بودن و غیره که اینها پیام های ما را شکل می دهند. که این پیام ها باید با سوییت اسبات همخوانی داشته باشد تا به ارائه هرچه دقیق تر مطالب و محتوا بپردازیم.

سپس ما باید برای هر پیام یک تم مخصوص در نظر بگیریم. به اینصورت که اگر محتوای ما هیجان انگیز است از تمی استفاده کنیم که این نکته را به مخاطب القا کند. تم در واقع خیلی جزئی اما با دامنه گسترده به این نکته می پردازد و برای هر دسته از محتوا می توان یک تم خاص در نظر گرفت.

از هر پیام چند تم استخراج می شود و از هر تم چند موضوع، به عنوان مثال وقتی محتوایی در قالب گذراندن آخر هفته به شکلی خاص مطرح می گردد باید برای آن یک موضوع تهیه شود که می تواند به صورت ” گذراندن تعطیلات بون هزینه ” باشد.

در واقع از هر تم، زمینه موضوعاتی را که با استفاده از آن تولید محتوا می کنیم را باید مشخص کنیم. که نتایج تمامی این موارد جدولی می شود که به صورت کاربردی ما را در تولید محتوا راهنمایی می کند.

مازاد بر این مطالب گفته شده که در زمینه استراتژی محتوا بود، مباحث دیگری همچون تقویم محتوا، KPI ها و بحث سنجش محتوا و نرخ ROI است که به استراتژی محتوا اضافه می شود و شما یک پلن محتوا برای اجرا خواهید داشت که کار شما را فوق العاده راحت می کند. در واقع هر چقدر که دید شما در زمینه تولید محتوا بازتر، جامع تر و شامل تر باشد، محتوای بهتری تولید خواهید کرد و می توانید بازاریابی محتوای موفق تری داشته باشید.

ارسال نظر ارزشمندتان

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.